ارتباط راهبرد، حکمرانی و مدیریت ریسک

ارتباط راهبرد، حکمرانی و مدیریت ریسک

✅یکپارچه‌سازی ریسک و راهبرد


✳️اگرچه راهبرد و ریسک به‌هم مرتبط هستند، اما گاهی اوقات ممکن است این رابطه خطی باشد؛ ابتدا راهبرد مورد نظر تعیین می‌شود و سپس ریسک‌هایی که ممکن است از این راهبرد و اجرای آن ناشی‌شود، در نظر گرفته می‌شوند.


🔹راهبرد، مکانیزم ایجاد ارزش است و مدیریت ریسک برای کمک به محافظت از فرآیند ارزش‌آفرینی در برابر رویدادهای منفی وجود دارد.


در اتخاذ این رویکرد، ریسک عموماً بر حسب احتمال و تأثیر ضرر در نظر گرفته می‌شود؛ بنابراین تمرکز بر به حداقل‌رساندن ریسک مرتبط با احتمالات منفی است.


✅در نظر بگیرید که آیا ریسک‌پذیری هیئت‌مدیره، راهبرد را تعیین می‌کند یا اینکه آیا تصمیم‌گیری در مورد راهبرد منجر به این می‌شود که سازمان چگونه ریسک‌پذیری خود را چارچوب‌بندی کند.


✳️برای اینکه هیئت‌مدیره به راهبرد خود دست یابد، افراد باید کارها را به گونه‌ای متفاوت، سریعتر انجام دهند و تصمیمات متفاوتی بگیرند. بنابراین این در واقع برای اطمینان از اینکه ریسک‌پذیری در کسب و کار یا تعریف ریسک در تجارت زیربنای آن است، کلیدی بود.


✅ رهبری مؤثر در سطح راهبرد لزوماً به‌معنای دستیابی به سطوح بالاتری از اطمینان نیست، بلکه این‌است که بتوانیم از هرگونه عدم‌قطعیتی که ممکن‌است به نفع سازمان و ذی‌نفعان آن وجود داشته‌باشد، بهره‌برداری کنیم.


✳️هیئت‌مدیره‌ها باید از محدودیت‌هایی که یک «مجموعه ذهنیت انطباق» ممکن است برای توانایی‌شان در بهره‌برداری از فرصت‌ها با ریسک‌پذیری ایجاد کند، آگاه باشند.


🔹 اتخاذ “مجموعه ذهنیت انطباق” منعکس‌کننده رویکرد تجویزی‌تر برای مدیریت ریسک بود.


رویکرد مدیریت ریسک بسیار تجویزی ممکن‌است باعث شود که فعالیت‌های مدیریت ریسک در سطح هیئت‌مدیره، ثابت و واکنش‌گرا شوند؛ به طوری که اعضای هیئت‌مدیره در جزئیات عملیاتی گمراه شوند و دید بیش از حد منفی نسبت به ریسک داشته‌باشند.


✅توانایی هیئت‌مدیره در پیش‌بینی ریسک و شناسایی فرصت‌ها نشان می‌دهد که چگونه تصمیمات راهبرد ممکن‌است توسط هیئت‌مدیره هوش ریسک، مهارت‌ها، دانش، تجربه، آموزش و آموزش‌متنوع (RI-SKeet) افزایش یابد.


✳️هیئت‌مدیره‌ها به‌عنوان یک اطلاعات جمعی عمل می‌کنند؛ هیچ یک از اعضای هیئت‌مدیره احتمالاً نمی‌توانند همه چیزهایی را که در مورد مدیریت ریسک یا ریسک‌ها و فرصت‌های مختلفی که ممکن‌است بر راهبرد و حاکمیت یک سازمان تأثیر می‌گذارد را بدانند.


🔹هرچه انواع RI-SKeet در بین اعضای هیئت‌مدیره بیشتر باشد، سازمان‌ها هم برای جلوگیری و کاهش جنبه‌های منفی رویدادهای ریسک و هم برای بهره‌برداری از فرصت‌های بالقوه، آمادگی بیشتری خواهند داشت.


هنگام در نظر گرفتن معادله ریسک-بازده به‌عنوان بخشی از تصمیم‌گیری راهبردی، یک برد بسیار کارآمد با RI-SKeet مناسب می‌تواند یک محرک و یک ترمز ایجاد کند.

مدیریت ریسک، ریسک، حکمرانی، راهبرد، استراتژی

ارتباط راهبرد، حکمرانی و مدیریت ریسک بیشتر بخوانید »

چارچوب برنامه‌ریزی استراتژیک

چارچوب برنامه‌ریزی استراتژیک : مراحل کلیدی و موضوعات اصلی

۱. توسعه چشم‌انداز

برنامه‌ریزی استراتژیک با تعریف چشم‌انداز، مأموریت و ارزش‌های اصلی آغاز می‌شود. چشم‌انداز جهت‌گیری بلندمدت را مشخص می‌کند، مأموریت هدف سازمان را توضیح می‌دهد، ارزش‌ها فرهنگ و مسیر اخلاقی را شکل می‌دهند، همسویی و تعهد سهامداران را تضمین می‌کند.


۲. تعیین هدف

اهداف، چشم‌انداز را به اهداف مشخص و بلندمدت تبدیل می‌کنند. آنها باید SMART (ویژه، قابل اندازه‌گیری، قابل دستیابی، مرتبط، محدود به زمان) باشند تا تمرکز و مسئولیت‌پذیری را افزایش دهند. اهداف روشن فاصله بین استراتژی و اجرا را پر می‌کند.


۳. تحلیل استراتژیک

این مرحله نقاط قوت و ضعف داخلی را به همراه فرصت‌ها و تهدیدهای خارجی ارزیابی می‌کند. ابزارهایی مانند SWOT، PESTEL و Porter’s Five Forces به شناسایی روندهای بازار، تغییرات صنعت و قابلیت‌های سازمانی کمک می‌کنند و از تصمیم‌گیری آگاهانه اطمینان می‌دهند.


۴. تدوین استراتژی

رهبران گزینه‌های استراتژیک را ارزیابی می‌کنند و مؤثرترین مسیر را انتخاب می‌کنند و شامل تعریف اولویت‌ها، انتخاب بازارها و ایجاد پیشنهادهای ارزشی است. نتیجه یک استراتژی منسجم و عملی است که با اهداف بلندمدت هماهنگ باشد.


۵. طراحی برنامه استراتژیک

استراتژی انتخاب‌شده در یک نقشه راه دقیق که ابتکارات را مشخص کرده، منابع را تخصیص می‌دهد، معیارهای کلیدی را تعریف می‌کند و ساختار یافته است. این طرح نقشه اجرا را راهنمایی می‌کند و به کاهش خطرات در حین پیگیری پیشرفت به سمت اهداف کمک می‌کند.


۶. برنامه ریزی اجرا

این مرحله مشخص می‌کند که چه کسی چه کاری، چه زمانی و با چه منابعی انجام می‌دهد. مالکیّت واضح، جدول زمانی و نقاط عطف حرکت را تضمین می‌کند و هماهنگی بین عملکردی را برای حمایت از تغییر و تحول امکان‌پذیر می‌کند.


۷. اجرا و نظارت

اجرا برنامه‌ها را به عمل تبدیل می‌کند. موفقیّت به رهبری قوی، تیم‌های متعهد و نظارت فعّال بر عملکرد با استفاده از KPI بستگی دارد. ارتباطات شفاف و چابکی امکان تنظیمات اواسط دوره را در صورت نیاز فراهم می‌کند.


۸. حفظ مزیّت رقابتی

موفقیت استراتژیک در نهایت مزیت رقابتی را ایجاد و حفظ می‌کند – قابلیّت‌های متمایز یا موقعیتی که سازمان را متمایز می‌کند. این ممکن‌است ناشی از نوآوری، کارایی، وفاداری مشتری یا قدرت برند باشد و باید به‌طور مستمر پرورش داده‌شود.


برنامه ریزی، برنامه ریزی راهبردی، برنامه ریزی استراتژیک

چارچوب برنامه‌ریزی استراتژیک بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا